الکتریسیته

انرژی الکتریکی از پیدایش تا به حال

مایکل فارادی

مایکل فارادی که زندگی نامه او بخشی مهم از تاریخ پیشرفت دانش بشر درباره برق است کاشف اثرالقاء الکترو مغناطیسی ، دیا مغناطیس ، نظریه میدان و اثر مغناطیس نوری میباشد . مایکل در ۲۲ سپتامبر ۱۷۹۱ در روستایی در حومه لندن چشم به جهان گشود ، پدرش جیمز یک نعل بند ساده بود که بایستی علیرغم بیماری از این راه مخارج خانواده شش نفری خود را تامین می کرد . مایکل در این ایام فقر را با تمام وجود حس میکرد و حتی چندین بار روزهای متوالی را فقط با یک نان خالی سر میکرد ، او حتی از تحصیلات رسمی ابتدایی نیز محروم بود و تنها خواندن نوشتن و محاسبات اولیه ریاضی را در یک مدرسه رایگان متعلق به یک کلیسا فرا گرفت . مایکل کوچک روزگار سختی را سپری میکرد تا آنکه پدرش او را برای شاگردی نزد یک صحاف کتاب فرستاد . مایکل که در آن زمان چهارده سال داشت ابتدا به عنوان یک پادو و پس از مدتی به عنوان صحاف مشغول به کار شد . از آن زمان بود که تحول عظیمی در زندگی مایکل روی داد ، او خود دراین باره می گوید :  ( من به کتاب های علمی که در زیر دستانم صحافی میکردم عشق می ورزیدم و این عشق روز به روز در وجودم افزون تر میگشت )    

مایکل تمامی کتاب های علمی را مطالعه میکرد ، اما کتاب های با موضوع شیمی و نیز مقاله ای در دائره المعارف بریتانیکا درباره الکتریسیته توجه او را بیشتر جلب کرد و در گردهمایی های علمی هفتگی جوانان نیز درباره این موضوعات با دیگران تبادل نظر می کرد. او در کار صحافی نیز بسیار خبره و ماهر شده بود .  

در یکی از روزهای سال ۱۸۱۲یکی از مشتریان راضی صحافی که علاقه مایکل را به موضوعات علمی مشاهده می کرد چهار بلیط شرکت در جلسات علمی موسسه پادشاهی بریتانیا به او داد . این برای فارادی که تشنه آموختن بود فرصتی طلایی به حساب می آمد . مایکل در چهار جلسه سخنرانی هامفری دیوی ، شیمیدان مطرح آن زمان شرکت کرد . او از تمام جلسات سخنرانی های دیوی یادداشت برداری کرد و آنها را به صورت یک کتاب تقدیم دیوی کرد و در برگه ای در انتهای کتاب از دیوی درخواست شغلی در موسسه را کرد . البته درخواست او به دلیل کامل بودن کادر موسسه مورد موافقت  قرار نگرفت ، اما از بخت خوش مایکل چند روز بعد بین دیوی و دستیارش مشاجره ای درگرفت که به اخراج دستیار انجامید .  

دیوی که هنوز فارادی و جدیت او در ذهنش باقی بود به مایکل پیشنهاد دستیاریش را داد و مایکل علیرغم پیشرفت روزافزونش در کار کتاب وصحافی و موقعیت عالیش در آنجا بلا فاصله این پیشنهاد را قبول کرد . در آن زمان به او گفتند : (علم معشوقه سرسختیست که جز مشقت برای عاشقش چیزی به جای نمیگذارد ) اما مایکل تصمیم بزرگش را گرفته بود .

او در ابتدا به همراه هامفری دیوی و همسرش به یک سفر علمی اروپایی رفت ، هرچند که همسر دیوی از او به عنوان یک خدمتکار استفاده میکرد ، اما مایکل نا امید نشد و در سفربه فرانسه ، ایتالیا  ، آلمان و سوئیس با دانشمندانی چون آمپر و ولتا آشنا شد و با دقت تمام به نظرات آنان درباره شیمی و الکتریسیته توجه کرد . پس از اتمام سفر ۱۸ ماهه به اروپا آنان به بریتانیا بازگشتند .

در بازگشت او به عنوان دستیار دیوی در امور علمی به استخدام موسسه پادشاهی درآمد و پس از آن مایکل یک به یک در آزمایشگاه های آن موسسه  با آنکه اطلاعات بسیار نا چیزی از ریاضیات داشت وحتی یک فرمول در نوشته هایش دیده نشده، با تلاش فراوانش ( گفته میشود در یادداشتهای او چندصد جمله با مضمون شکست در آزمایش ها وجود دارد ) پله های ترقی را پیمود و با اختراعات و کشف های شگرفش چون اختراع موتور الکتریکی و ژنراتور الکتریکی ساده و کشف  پدیده های مهمی چون القا جریان از یک سیم به سیم دیگر در اثر تغییر شار الکتریکی( القاء الکترومغناطیسی ) تاجایی پیش رفت که به او پیشنهاد ریاست موسسه پادشاهی بریتانیا را دادند و ملکه انگلستان به او عنوان سلحشوری ( شوالیه ) را داد ، اما فارادی از پذیرفتن این عنوان امتناع کرد و گفته بود چون این لقب چیزی به من نمی آموزد پس برایم ارزشی ندارد. امروز به پاس زحمات او قانون القاء الکترومغناطیسی به قانون فارادی معروف است و یکای ظرفیت خازن نیز فاراد میباشد.

فارادی در سال ۱۸۲۱ با سارا بارنارد ازدواج کرد اما هیچگاه صاحب فرزندی  نشد . او که در سالهای پایانی عمر پر ثمرش همواره به بیماران رسیدگی و در امور خیریه شرکت می کرد  تا ۶۵سالگی در خدمت موسسه پادشاهی بود و در22 اوت 1867 در سن 76 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد  . روحش شاد و یادش گرامی باد

 

نویسنده : سعید محمدزاده : ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم