الکتریسیته

انرژی الکتریکی از پیدایش تا به حال

آندره ماری آمپر

آندره ماری آمپر در بیست و دوم ژانویه 1775 در لیون فرانسه متولد شد. آمپر تنها پسر ژاک آمپر و ژان آنتوانت دسوتیته سارس بود که از بازماندگان خانواده‌های بازرگانان مرفه ابریشم در لیون بودند. یکی از دو خواهر او در جوانی فوت کرد و دیگری بعدها خانه‌دار خانه وی در پاریس شد. آمپر از کودکی به ریاضیات علاقه داشت و مقدماتحساب دیفرانسیل و انتگرال را نزد یکی از دوستان پدرش مطالعه نمود. آمپر بر اساس اصولی که در کتاب امیل روسو مطرح شده بود تربیت گردید، او در برابر کتابخانه در خور توجهی قرار گرفت، به وی اجازه داده شد که خود را مطابق آنچه ذوقش به او تلقین می‌کند پرورش دهد.


احتمالاٌ مهمترین تأثیر بر او از دائره المعارف (ژان لوروند دالامبرودنیس) بود، اما کاملاٌ مطابق آئین کاتولیک نیز تعلیم دید. در سال 1793 که آمپر 18 ساله بود، یعنی در حکومت وحشت و پر هرج و مرج‌ترین دوران انقلاب فرانسه ، پدرش ناعادلانه محکوم به اعدام با کیوتین شد و پس از مرگ پدرش در آن سال ناراحتی عجیبی او را احاطه نمود، بطوریکه مدت یکسال طول کشید تا به وضع عادی خود برگشت. 

ازدواج

در همین هنگام که بیست و یکسال بیش نداشت، به عشق دختری بیست و سه ساله گرفتار گردید. در سال 1799 آمپر با کاترین آنتوانت کاروان ازدواج کرده و در 1800 پسر آنها ژان ژاک به دنیا آمد. اما پس از مدت کوتاهی ، مادر تندرستی خود را از دست داد و در 1803 فوت کرد. بر اثر این حوادث غم انگیز دوران جوانی ، آمپر همواره شخصیت افسرده از خود نشان می‌داد. 

علایق و زمینه‌های فعالیت

آمپر هیچگونه آموزشی رسمی ندیده ، پدرش او را به زیاد خواندن تشویق می‌کرد و آمپر جوان همه مقالات دایره المعارف مشهور ژان لوروند دالامبرودنیس دید روی را بخاطر سپرد. پدر و مادر او کاتولیکهای معتتقدی بودند و آمپر همواره از تنش میان تمایلات روشنفکرانه و باورهای مذهبی رنج می‌برد. یکی از اولین رشته‌های مورد علاقه‌اش گروه بندی گیاهان بود و نیز استعداد زود رسی در ریاضیات از خود نشان داد. آمپر پس از کمی تدریس خصوصی و عمومی در بورگ و لیون ، در 1804 برای تدریس ریاضیات در مدرسه پلی تکنیک ، که موسسه معتبری در زمینه آموزش علوم در پاریس بود، انتخاب شد.

وی چندین یادداشت ریاضی درباره معادلات دیفرانسیل جزئی نوشت و در 1814 عنوان ریاضیدان به عضویت فرهنگستان علوم فرانسه برگزیده شد. در این دوره آمپر در کنار ریاضی به تکمیل و بسط در زمینه شیمی نیز پرداخت. وی مفهومی کاملا هندسی از ساختار مولکولی طرح کرد، طرحی در دسته بندی عناصر شیمیایی ارائه داد و آنچه را که بطور کلی فرضیه آووگادرو نامیده می‌شود، نیز بصورتی مستقل عرضه کرد. آمپر در پاریس با دیدن دختری به نام ژان پوتو تمام غم و اندوه خود را فراموش نمود ولی کار این ازدواج به جایی رسید که یک روز زنش او را از خانه بیرون کرد، در این موقع آمپر سمت استادی مدرسه پلی تکنیک را داشت. 

دیدگاهها

بر طبق نظر آمپر دو سطح شناخت جهان خارجی وجود دارد، نمودها که مستقیماٌ‌ از راه جوابی به ما عرضه می‌شوند و بودها که علل عینی نمودها به شمار می‌روند. ما می‌توانیم روابط میان نمودها و بودها را نیز بشناسیم و این روابط درست به اندازه بودها واقعیت دارند. شور فکری مداوم زندگی آمپر از سال 1801 تا زمان مرگش دستگاه فلسفی بود، اما این سالها به پژوهشهای علمی فوق العاده مبتکرانه نیز اختصاص داشتند. 

آمپر و علم فیزیک

آمپر از 1801 تا حدود 1815 خود را عمدتاٌ وقف ریاضیات کرد به تدریج که دلبستگیش به ریاضیات کاهش یافت شیفته شیمی گردید و از 1821 تا 1828 دانش برق پویایی (الکترودینامیک) را پایه گذاری کرد و توسعه داد و همین کار عملی است که او را شهره ساخته و در ردیف اول فیزیکدانان جایگاه والایی به او بخشیده است. بزرگترین مقاله ریاضی آمپر با عنوان یادداشت درباره محاسبه انتگرال معادلات دیفرانسیل جزئی به بحث پیرامون مسائل گوناگون انتگرال گیری معادله‌های دیفرانسیل جزئی مربوط می‌شود. در سال 1815 آمپر نامه خود به برتوله را منتشر ساخت با عنوان نامه آقای آمپر به آقای کنت برتوله درباره تعیین نسبتهای ترکیب اجسام بر حسب تعداد و حالت مولکولهایی که اجزای تشکیل دهنده آن اجسام از آنها ترکیب شده‌اند.

از نظریه جاذبه عمومی که بطور عادی مایه پیوستگی اجسام دانسته می‌شود و از این واقیعت که نور به آسانی از اجسام شفاف می‌گذرد، آمپر نتیجه گرفت که نیروهایجاذبه و دافعه که با هر مولکولی ملازمند، مولکولهای دیگر اجسام را در فواصلی از یکدیگر نگاه می‌دارند که به گفته آمپر مقایسه با ابعاد این مولکولها بی‌نهایت بزرگند، در سال 1821 آمپر هم به عنوان ریاضیدان و هم تا اندازه‌ای به عنوان شیمیدانی نو آور شهرتی بدست آورده بود.

آمپر تا 1840 که 45 ساله شده بود، توجه زیادی به فیزیک نداشت. در آن سالها هانس کریستیان اورستد کشف کرد که جریان الکتریسیته می‌تواند جهت قرار گرفتنآهنربای آویخته را تغییر دهد. آمپر بی درنگ کار اورستد را دنبال کرد و به این نتیجه رسید که دو جریان الکتریکی خطی ، بسته به جهتهایشان نسبت به هم ، یکدیگر را جذب یا دفع می‌کنند. وی سپس نظر داد که همه پدپده‌های مغناطیسی در نتیجه نیروهای مشابهی که بین مدارهای ظریف مولکولی درون آهنربا وجود دارند ناشی می‌شوند. او موفق شد که برای این نیروهای وارد بر اجزای بینهایت کوچک مدار ، فرمولی ریاضی کشف کند و این فرمول را برای ترتیبهای آزمایشی بسیار متنوعی از مدارها و آهنرباها بکار ببرد.

بدین سان ، شاخه جدیدی از فیزیک که او آنرا "الکترودینامیک" نامید بوجود آمد. وی در سال 1822 به کشف القایش الکترومغناطیسی بسیار نزدیک شده ، ولی افتخار کشف آن در سال 1831 نصیب مایکل فاراده شد. مهمترین خدمات و خلاقیت آمپر در مرحله گذار از نظریه‌های الکترو استاتیک و مغناطیس اوایل سده نوزدهم به نظریه میدان الکترودینامیکی که صورت گرفت. نبوغ او در زمینه‌های نظری و تجربی سبب شد که جیمز کلرک ماکسول ، فیزیکدان معروف انگلسیی از او به عنوان 
نیوتن الکترویسته نام ببرد. در 1881 بکای جریان الکتریکی به نام او ، آمپر نامیدند. آمپر علاوه بر سهمی که در پیشرفت ریاضیات ، شیمی و فیزیک داشت، به فلسفه و بویژه روش شناسی علمی و طرحهای دسته بندی علاقمند بود. 

 

نویسنده : سعید محمدزاده : ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

الساندرو ولتا

الساندرو ولتا

تولد : 18 فوریه 1745 کمو ایتالیا

فوت 1827 کمو ایتالیا

زندگینامه

کسی که ناپلئون بناپارت به افتخارش سکه طلا ضرب می کند. امپراتور اتریش وی را به سمت رئیس دانشکده منصوب می کند و مردم کشورش او را به مقام سناتوری برمی گزینند. همشهری هایش مجسمه او را در شهر کمو نصب می کنند و بزرگان جهان علم نیز به اتفاق آرا واحد نیروی محرکه را به یادبود نامش ((ولت)) می گذارند- ولتا است.

ولتا فیزیکدان بزرگ ایتالیایی و اولین کسی که مولد جریان الکتریسیته را اختراع کرد در خانواده فقیری در کموی ایتالیا به دنیا آمد. در مدرسه شهرش به تحصیل پرداخت تا آن که در شانزده سالگی پدرش مرد و عمویش متکفل مخارجش شد و سبب ادامه تحصیلش گردید. پس از فراغت از تحصیل رسمی با شغل معلمی در یکی از مدارس کمو به تدریس پرداخت ولیکن لحظه ای از تحقیق دست برنداشت تا آنکه به سال 1769 به همه اطلاعاتی که تا آن زمان درباره الکتریسیته وجود داشت دست یافت و اولین اثر علمی خود را در این زمینه منتشر کرد. او پس از چهار سال که در کمو تدریس کرد به استادی فیزیک دانشگاه پاویا منصوب شد. (1779) و به سال 1819 پس از بازنشسته شدن به زادگاه خود بازگشت و سرانجام در سال 1827 همانجا بدرود زندگی گفت.

از آثار علمی او

1 - اختراع الکتروفور - دستگاهی برای تولید الکتریسیته ساکن

2 - مطالعه خازنها و کشف قوانین آن ها

3 - تکمیل الکتروسکوپ

4 - اختراع پیل - مهمترین کار ولتا اختراع اولین مولد شیمیایی جریان الکتریکی موسوم به پیل است.

او با الهام از آزمایشهایی که گالوانی بر روی الکتریسیته ساکن کرده بود موفق به اختراع این پیل شد. گالوانی تصور می کرد که عضلات حیوانات مولد الکتریسیته هستند در صورتی که ولتا با استفاده از دو فلز متفاوت مس و روی و محلول اسید سولفوریک جریان الکتریکی را تولید کرد. اولین پیلی که ساخت قرصهایی از مس و روی بود که بین آن ها قرصهایی از نمد آغشته به اسید سولفوریک موجود بود. ولتا این پیل را سلول الکتریکی نامید.

نویسنده : سعید محمدزاده : ۱:۳٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

نیکولا تسلا

نیکولا تسلا

نیکولا تسلا در سال 1856 در Austria _ Hvngary متولد شد و در سال 1884 به عنوان یک فیزیک‌دان به U.S مهاجرت کرد. او پیشگام تولید، انتقال و استفاده از جریان الکتریکی متناوب (AC) شد، که می‌تواند در مقایسه با جریان مستقیم، در فواصل بسیار بزرگتری منتقل شود. Tesla وسیله‌ای برای القاء جریان الکتریکی در یک قطعه آهن (یک چرخان) اختراع کرد که بین دو سیم‌پیچ الکتریکی شده می‌چرخید. این قطعه چرخان مغناطیسی، وقتی با استفاده از نوعی انرژی مکانیکی مانند بخار یا قوه محرکه مولد برق شروع به چرخش می‌کند، جریان AC تولید می‌کند. وقتی جریان تولید شد به کاربر مربوطه می‌رسد و به یک قطعه چرخان الکتریکی دیگر داده می‌شود، این قطعه دوم مانند یک موتور القایی AC عمل می‌کند که انرژی مکانیکی تولید می‌کند. موتورهای القایی، وسایل خانگی مانند لباس‌شویی‌ها و خشک‌کننده‌ها را راه می‌اندازد. توسعه این قطعات منجر به استفاده‌های گسترده صنعتی و تولیدی برای الکتریسیته شد.

موتور القایی تنها جزیی از مفهوم کلی Tesla است. در دنباله‌ای از اختراعات، او یک سیستم جریان متناوب چند فازه، شامل یک ژنراتور، تبدیل‌کننده‌ها، طرح‌بندی انتقال، موتورولامپ‌ها را معرفی کرد. این سیستم عناصر اساسی برای تولید و بهره‌برداری الکتریکی را از نیروی منبع به نیروی کاربر فراهم می‌کند ـ سیستم‌های نیروی AC تا امروزه اساساً بدون تغییر باقی مانده‌اند.

در 1888 George Westinghouse، صاحب شرکت الکتریکیWestinghouse امتیاز سیستم Tesla را شامل دیناموها، تبدیل‌کننده‌ها و موتورها خرید، Westinghouse سیستم جریان متناوب Tesla را برای روشنایی دادن به نمایشگاه جهانی کلمبیایی‌ها در سال 1893 (Worlds Columbia Exposition) در شیکاگو استفاده کرد. سپس در سال 1896، سیستم Tesla در آبشار نیاگارا در اولین دستگاه بزرگ هیدروالکتریکی استفاده شد. سیم‌پیچ Tesla که در سال 1891 اختراع شد، هنوز در مجموعه‌های رادیو و تلویزیون، start ماشین‌ها و یک گستره وسیع از تجهیزات الکترونیکی استفاده می‌شود

کار Tesla با امواج فرکانس رادیویی اساس رادیوهای امروزی است. او آزمایش‌هایی دربارة انتقالات بدون سیم نیروی الکتریکی انجام داد و 112 امتیاز ثبت اختراع برای قطعات مختلف گرفت، از سرعت‌سنج‌ها گرفته تا ژنراتورهای الکتریکی بسیار کارا و قدرتمند تا یک توربین بدون تیغه که امروزه هنوز استفاده می‌شود. او فرضیاتی در رابطه با امکان شناسایی کشتی‌ها با کمک امواج رادیویی دارد (که بعدها تحت عنوان RADAR توسعه یافت) و کار او با لامپ‌های گازی خاص پایه‌ای برای تولید لامپ‌های فلورسنت شد.

Tesla رقیب توماس ادیسون در انتهای قرن نوزدهم بود. در واقع او در طی سال 1890 مشهورتر از ادیسون بوده است. اختراع نیروی منبع جریان الکتریکی چند فازه توسط او، شهرت جهانی برای او به دنبال داشت، اما نه خوش‌بختی. در اوج زندگی او، دایرة دوستانش شامل شاعران و دانشمندان، صنعتگران و سرمایه‌گزاران بود. نهایتاً Tesla در تنهایی و بی‌پولی در اتاق یک هتل NewYork در سال 1943 درگذشت. در طی زندگانی‌اش، Tesla یک میراث حقیقی از اختراعات به جای گذاشت که امروزه هنوز جذاب هستند. بعد از مرگ او، جهان به افتخار او، نام واحد چگالی شار مغناطیسی را Tesla گذاشت.

نویسنده : سعید محمدزاده : ۱:۳٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

توماس ادیسون

توماس ادیسون

توماس ادیسون در سال 1847 در میلان ، Ohio متولد شد . تام در کودگی نتوانست مانند دیگر بچه ها در مدرسه موفق باشد . مادرش تصمیم گرفت او را در خانه تحت تعلیم قرار دهد، تعداد زیادی کتاب به او داد تا مطالعه کند . تام پسری کنجکاو بود . همیشه علاقه داشت که بفهمد که چیزهای اطرافش چگونه عمل می کنند .

دوست داشت که بتواند کاری کند که آنها بهتر عمل کنند . مادرش به وی اجازه داد تا لابراتواری در خانه برایش درست شود تا او بتواند آزمایشات خود را انجام دهد. در هنگام جوانی تام آزمایشگاهی از خودش درست کرد جایی که می توانست ایده ها و نظریاتش را آزمایش کند . بسیاری از چیزها را در این آزمایشگاه اختراع داد . می توانید حدس بزنید که اختراع مورد علاقه اش چه بود؟

گرامافون یا دستگاه ضبط صوت اگر در آن زمان موسیقی گوش دهید، یا باید خودتان آنرا می نواختید و یا به کنسرتها می رفتید . معروفترین اختراع ادیسون چراغ حبابی بود . در آن زمان، مردم از چراغ های نفتی وگازی برای روشن کردن خانه هایشان استفاده می کردند.

ادیسون می دانست که استفاده از الکتریسیته بسیار ساده تر و ارزانتر خواهد بود . مشکل اینجا بود که کسی نمی دانست چگونه باید این کار را انجام دهد .

ادیسون مدت زیادی بر روی ایده اش کار کرد . بسیازی چیزها را استفاده کرد که هیچ کدام عمل نمی کردند . اما او هیچ گاه مایوس نشد و کارش را قطع نکرد ، او ادامه داد تا روزی که توانست آنچه را می خواست بدست آورد . امروز ، شما به سادگی می توانید با فشار دادن کلیدی هز زمان نور وروشنایی را داشته باشید . همچنین ادیسون اولین نیروگاه برق را ایجاد کرد که به 85 مشتری برق می فروخت و توانایی روشن کردن 5000 لامپ را دارا بود . او در سال 1882 در نیویورک این کار را انجام داد . ادیسون همچنین دوربین متحرک را اختراع کرد . هنگامی که شما به تماشا فیلم و یا تلویزیون می روید ، می توانید از ایده و کارهای سختی که انجام داده است تشکر کنید . بسیاری از ماشین های الکتریکی که امروزه در خانه ها یا مدارس دیده می شوند از ایده ها و نظریات ادیسون نشات گرفته اند .

اختراع کردن بهترین چیزی بودن که ادیسون به آن علاقه داشت . او ابتدا می اندیشید که اشیاء پیرامونش چگونه کار می کنند، پس فکر می کرد که چگونه می تواند کاری کند که آنها بهتر عمل کنند . که به آن الهام می گویند . اما قسمت متشکل کار اینجا بود که ادیسون باید ایده هایش را در عمل پیاده می کرد طوری که آنها کار می کنند . او انواع چیزها را استفاده می کرد تا در نهایت دقیقا" آن چه را که می خواست می توانست پیدا کند . خود او آنرا سخت کارکردن و نا امید نشدن می دانست او می گفت اختراع " یک درصد الهام گرفتن و 99 درصد پشتکار و جدیت است . "

نویسنده : سعید محمدزاده : ۱:٢٧ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم

مایکل فارادی

مایکل فارادی که زندگی نامه او بخشی مهم از تاریخ پیشرفت دانش بشر درباره برق است کاشف اثرالقاء الکترو مغناطیسی ، دیا مغناطیس ، نظریه میدان و اثر مغناطیس نوری میباشد . مایکل در ۲۲ سپتامبر ۱۷۹۱ در روستایی در حومه لندن چشم به جهان گشود ، پدرش جیمز یک نعل بند ساده بود که بایستی علیرغم بیماری از این راه مخارج خانواده شش نفری خود را تامین می کرد . مایکل در این ایام فقر را با تمام وجود حس میکرد و حتی چندین بار روزهای متوالی را فقط با یک نان خالی سر میکرد ، او حتی از تحصیلات رسمی ابتدایی نیز محروم بود و تنها خواندن نوشتن و محاسبات اولیه ریاضی را در یک مدرسه رایگان متعلق به یک کلیسا فرا گرفت . مایکل کوچک روزگار سختی را سپری میکرد تا آنکه پدرش او را برای شاگردی نزد یک صحاف کتاب فرستاد . مایکل که در آن زمان چهارده سال داشت ابتدا به عنوان یک پادو و پس از مدتی به عنوان صحاف مشغول به کار شد . از آن زمان بود که تحول عظیمی در زندگی مایکل روی داد ، او خود دراین باره می گوید :  ( من به کتاب های علمی که در زیر دستانم صحافی میکردم عشق می ورزیدم و این عشق روز به روز در وجودم افزون تر میگشت )    

مایکل تمامی کتاب های علمی را مطالعه میکرد ، اما کتاب های با موضوع شیمی و نیز مقاله ای در دائره المعارف بریتانیکا درباره الکتریسیته توجه او را بیشتر جلب کرد و در گردهمایی های علمی هفتگی جوانان نیز درباره این موضوعات با دیگران تبادل نظر می کرد. او در کار صحافی نیز بسیار خبره و ماهر شده بود .  

در یکی از روزهای سال ۱۸۱۲یکی از مشتریان راضی صحافی که علاقه مایکل را به موضوعات علمی مشاهده می کرد چهار بلیط شرکت در جلسات علمی موسسه پادشاهی بریتانیا به او داد . این برای فارادی که تشنه آموختن بود فرصتی طلایی به حساب می آمد . مایکل در چهار جلسه سخنرانی هامفری دیوی ، شیمیدان مطرح آن زمان شرکت کرد . او از تمام جلسات سخنرانی های دیوی یادداشت برداری کرد و آنها را به صورت یک کتاب تقدیم دیوی کرد و در برگه ای در انتهای کتاب از دیوی درخواست شغلی در موسسه را کرد . البته درخواست او به دلیل کامل بودن کادر موسسه مورد موافقت  قرار نگرفت ، اما از بخت خوش مایکل چند روز بعد بین دیوی و دستیارش مشاجره ای درگرفت که به اخراج دستیار انجامید .  

دیوی که هنوز فارادی و جدیت او در ذهنش باقی بود به مایکل پیشنهاد دستیاریش را داد و مایکل علیرغم پیشرفت روزافزونش در کار کتاب وصحافی و موقعیت عالیش در آنجا بلا فاصله این پیشنهاد را قبول کرد . در آن زمان به او گفتند : (علم معشوقه سرسختیست که جز مشقت برای عاشقش چیزی به جای نمیگذارد ) اما مایکل تصمیم بزرگش را گرفته بود .

او در ابتدا به همراه هامفری دیوی و همسرش به یک سفر علمی اروپایی رفت ، هرچند که همسر دیوی از او به عنوان یک خدمتکار استفاده میکرد ، اما مایکل نا امید نشد و در سفربه فرانسه ، ایتالیا  ، آلمان و سوئیس با دانشمندانی چون آمپر و ولتا آشنا شد و با دقت تمام به نظرات آنان درباره شیمی و الکتریسیته توجه کرد . پس از اتمام سفر ۱۸ ماهه به اروپا آنان به بریتانیا بازگشتند .

در بازگشت او به عنوان دستیار دیوی در امور علمی به استخدام موسسه پادشاهی درآمد و پس از آن مایکل یک به یک در آزمایشگاه های آن موسسه  با آنکه اطلاعات بسیار نا چیزی از ریاضیات داشت وحتی یک فرمول در نوشته هایش دیده نشده، با تلاش فراوانش ( گفته میشود در یادداشتهای او چندصد جمله با مضمون شکست در آزمایش ها وجود دارد ) پله های ترقی را پیمود و با اختراعات و کشف های شگرفش چون اختراع موتور الکتریکی و ژنراتور الکتریکی ساده و کشف  پدیده های مهمی چون القا جریان از یک سیم به سیم دیگر در اثر تغییر شار الکتریکی( القاء الکترومغناطیسی ) تاجایی پیش رفت که به او پیشنهاد ریاست موسسه پادشاهی بریتانیا را دادند و ملکه انگلستان به او عنوان سلحشوری ( شوالیه ) را داد ، اما فارادی از پذیرفتن این عنوان امتناع کرد و گفته بود چون این لقب چیزی به من نمی آموزد پس برایم ارزشی ندارد. امروز به پاس زحمات او قانون القاء الکترومغناطیسی به قانون فارادی معروف است و یکای ظرفیت خازن نیز فاراد میباشد.

فارادی در سال ۱۸۲۱ با سارا بارنارد ازدواج کرد اما هیچگاه صاحب فرزندی  نشد . او که در سالهای پایانی عمر پر ثمرش همواره به بیماران رسیدگی و در امور خیریه شرکت می کرد  تا ۶۵سالگی در خدمت موسسه پادشاهی بود و در22 اوت 1867 در سن 76 سالگی جان به جان آفرین تسلیم کرد  . روحش شاد و یادش گرامی باد

 

نویسنده : سعید محمدزاده : ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٦
Comments نظرات () لینک دائم